جعبه مداد رنگی

  • ۰
  • ۰
در جریان هستین که دیروز اختتامیه ى جشن واره ى شعر نو-ر در رشت برگزار شد
من تو جشنواره شرکت نکرده بودم اما جزء مدعوین بودم.
دبیرهاى جشنواره از دوستان و معاشرین بسیار نزدیکمون بودن و من بین اونا بودم و از نتایج مسابقات،با خبر:)
نفره اول بخش کلاسیک،فرا-ز ملک-یان از اصفهان:)
و ذوووووووووق و خوشحالى بى وصف من که باعث شد دوستان اسمم رو جاسوس دوجانبه بذارن:)))))
هرگز نمیتونم عرق بى حدم رو نسبت به اصفهان و اصفهانى،پنهون کنم
آقا پرچم اصفهانیا همه جا بالاست:)
مااااااامانم چه ذوووووقى کرد:)
دیشب هم با داورهاى گرامى و دبیرهاى جشنواره و پدر و مادر گرامى،رفتیم ترنگ طلایى و شام مفصصصصلى بر بدن زدیم
جاى دوستان خاااااالى:)

این شعرم از محمدحسین ملکیان(فراز)


قهوه را بردار و یک قاشق شکر... سم بیشتر!

پیش رویـــــم هــــم بزن آن را دمــــادم بیشتر

قهوه ی قاجاری ام همرنگ چشمانت شده ست

مــی شوم هـــرآن بـــه نوشیدن مصمــــم بیشتر

صندلی بگذار و بنشین  روبرویم،وقت نیست

حرف ها داریــــم ، صدها راز مبهــــم، بیشتر

...راستش من مرد رویایت نبودم هیـــچ وقت

هرچه شادی دیدی از این زندگی غم بیشتر

ما دو مرغ عشق، اما تا همیشه در قفس

ما جدا از هم غم انگیزیم، با هــــم بیشتر

عمق فنجان هرچه کمتر می شود حس می کنم

عــــرض میــــز بینــــمان انگار کـــــم کـــــم بیشتر

خاطرت باشد کسی را خواستی مجنون کنی

زخـــــم قدری بر دلش بگذار، مرهـــــم بیشتر

حیف باید شاعری خوشنام بودم در بهشت

مادرم حـــــوا مقــصر بــــــــــود، آدم بیشتــر

*

سوخت نصــف حرفهایـــم در گلــو...اما تو را

هرچه می سوزد گلویم دوست دارم بیشتر

  • ۹۵/۰۳/۰۷
  • مداد رنگی

نظرات (۴)

با چشم مهربان تو برخورد می کنم
با گرمی لبان تو برخورد می کنم

قندم به حرمت غزل و آب می شوم
تا با نوک زبان تو برخورد می کنم

یک جرعه چای داغ ام و قندیل می شوم!
وقتی به استکان تو برخورد می کنم

یک بیت شعر ناب و دل انگیز می شوم
با لهجه ی روان تو برخورد می کنم

شیراز ِ کشور ِ غزل ام گشته ای و با...
یک کوچه - اصفهان ِ تو برخورد می کنم

مثل همیشه مشتری ِ خنده های تو
دارم به کهکشان تو برخورد می کنم

محمد حسین ملکیان(فراز)
پاسخ:
شعراش مححححححشره!
همشهرى ماست،هاااااا:)))))
حرف های آخرم قدری خصوصی تر بود
گر جسارت نیست سروت را نما خم بیشتر..

درود بر اصفهانی های با ذوق :)
پاسخ:
عاااااااااااالى:)
ممنون صباى عزیز

قهوه ی قاجاری ام همرنگ چشمانت شده ست

مــی شوم هـــرآن بـــه نوشیدن مصمــــم بیشتر


چقدر زیبا بود! من خیلی دوست داشتم:)



پاسخ:
شعراش رو پیدا کن بخون
زبان صمیمى و قوى،در حین انسجام معانى
منم اصفهانیما
یادتون هست؟
پاسخ:
اووووووهوم:)
و از دوست داشتنیاى من:)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">