جعبه مداد رنگی

  • ۰
  • ۰

شکارِ لحظه ها

                                                          


طفلکى اومدِ نشسته رو سقف مغازه

رفتم رو چهارپایه ازش عکس بگیرم،نزدیک بود بیفتم مدادرنگیتون از وسط نصف بشه:))))


ینى زووووومشم من باید بکنم؟؟؟؟

واقعا دیگه داشتم به کشتن میرفتم:|

اینم از زاویه ى دُمِش:))


  • ۹۵/۰۳/۱۲
  • مداد رنگی

نظرات (۳)

عاغا هرچی نگاه کردم نفهمیدم چیه:))) جیه؟:دی !
بلا به دور باشه همیشه از مداد رنگیمون:)
پاسخ:
اى بااااااااابا:|
یخورده دقت تر کن،
بازم نمیبینى؟؟؟؟؟؟
سلامت باشى عزیزم
الان واضح شد دستت درد نکنه:))

ولی جدا من از این جور چیزا وحشت دارم! میدیدمش مغازه رو میبستم میرفتم:/ حتی از شاپرکشم میترسم چه برسه اینا! :)) 
پاسخ:
خواهش میشه:)
واااااااااo-O
سنجاقک به این نااااازى،ترس داره آخه؟؟؟؟
سوسول:)))
اگه من بودم از ترس مرده بودم
پاسخ:
آخه سنجاقکم ترس داره تیلوووو؟؟؟؟
پس اگه سوسک ببینى چیکار میکنى دختر؟!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">