جعبه مداد رنگی

  • ۰
  • ۰

صبحت بخیر عزیزم

چقدر ناآرومم!
از خواب ها بیزارم.
وقتى خوابت صامت باشه و تو فقط تماشاچى یک مشت اتفاق عذاب آور باشى،با تمام خستگى،دوباره خواب به چشمات نمیاد.و این میشه که من از ساعت پنج صبح بیدارم و دارم به اون سکوت مسموم فکر میکنم.
چقدر دخترم رو دوست داشتم!شبیهِ عکس هاى دوره ى ابتدائىِ خودم بود و موهاش،شکلِ توى آرزوهام!
موهاى بلندِ فرفرى!
نشسته بود زیر پاهام و من روى زمین بى حرکت دراز کشیده بودم.من مرده بودم و اون اشک میریخت!من مرده بودم اما از اشکاى دخترم درد میکشیدم!صداى قلبش رو میفهمیدم!توى دلش داد میزد که باورش نمیشه دیگه منُ نمیبینه!
و عجیب این بود که دخترم رو بیشتر از سهراب دوست داشتم!!!!!!!
از لحظه اى که بیدار شدم،دنبالش مى گردم!
که بغلش کنم.که آرومش کنم.که بگم من کنارتم آرومِ جونم!که ببوسمش،و عطر تنش رو عمیییییق نفس بکشم!
چقدر خواب ها بى رحمن!
درست مثل زندگى!
  • ۹۵/۰۳/۱۲
  • مداد رنگی

نظرات (۴)

میفهمم حست رو...
منم امروز همین جوری هستم....
پاسخ:
پس توام دلتنگى!
الهی کور شم
تازه صدا هم نداشت؟
چقدر غصه خوردی
بیا بغلم
البته صدقه هم فراموشت نشه
انشاله همیشه بلا ازت دور باشه
خودت دخترت را عروس کنی:)))))))
پاسخ:
دور از جونت عزیزم
اوهوم،اشک میریخت و صداش رو قورت میداد
همون لحظه پا شدم صدقه کنار گذاشتم
ممنون گلم،ایشالله:)
عزیزم ... میتونم درک کنم حس دلتنگیتو واسه دخترکت ...

منم یه شب خوابشو دیدم.. ولی اون خیلی کوچیک بود. نوزاد... و مثه ابر حس لطیفی داشت اون خواب..


+خیر باشه نازننین بانو:)
پاسخ:
اوووووخى
کاش لااقل بغلش کرده بودم،یا میتونستم آرومش کنم
جیگرم میسوخت از دیدنش تو اون حال!
انشالله که خیرِ
سلام جانا...ای جونم موی بلند فرفری بچه رو اذیت میکنه با تجربه میگم ...مرده که زندس دختر هم اعمال مستحبی...خواب هات رنگی عین مدادرنگی...
پاسخ:
سلام عزیزم،نبودى!
خوشششش بحالت:)موهات فرفرىِ؟؟؟؟؟
اشکال نداره،من به موهاش میرسم:))
ممنون عزیزم،انشالله که خیرِ

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">