جعبه مداد رنگی

  • ۰
  • ۰

دختر عمه م مدیرِ یه دبستان غیرانتفاعیه.من گاهى میرم و تو مراسمات و جشن هاى مدرسه ش شرکت میکنم و کیف میکنم با بچه ها:)

یکى دو هفته پیش تو مدرسه شون جشن الفبا برگزار شد و کلاس اولى ها فارغ التحصیل شدن.من نتونستم برم.ینى خواب موندم در واقع:))))

دیروز فیلمشون رو به دستم رسوند که براش تدوین کنم.

از دیشب گذاشتمش کپچر بشه و صبح زود بیدار شدم و نشستم پاى سیستم.

اول یه دور فیلم کاملشون رو نگاه کردم و با هر حرکت جالبشون بلنننننند بلند خندیدم:))))

چندتاشون رو انتخاب کرده بودن واسه مسابقه ى صندلى،تا آهنگ پخش شد،یکیشون شروع کرد به قر دادن و بقیه هم به تبعیت از اون یه تابى به گردن و کمرشون دادن تا معلمشون سر برسه:)))

موقع خوندن شعرِ الفبا،اصصصصلا هماهنگى نداشتن و یه گروه رسیده بود به "لام،میم،نون،واو" و یه گروه "عین،غین،ف،قاف" رو میخوند هنوز و یه عده هم بصورت اسلوموشن "سین و شین" رو تازه گفته بودن:))

چیزى که خیلى توجهم رو جلب میکنه تو بچه ها،اینِ که خییییلى ریزه میزه ان!

مثلا قدِّ چهار،پنج سالگى ماها هستن انگار!

کلا سیستم این شکلى شده ینى؟بخاطره آب و هواست آیا؟!بخاطره تغذیه میتونه باشه؟!پدر و مادرا کم کارى میکنن؟!چى شده؟!!!این بچه ها قدِّ فندق شدن هرکدوم!

یه عکس از هفت سالگیم میذارم تو ادامه مطلب،اندازه ى کلاس پنجماى الانم!


گشتم یه عکسى پیدا کنم که دندونام توش پیدا باشه،ثابت کنه کلاس اولى بودم:))))))


  • ۹۵/۰۳/۲۵
  • مداد رنگی

نظرات (۱۵)

منِ دوره راهنمایی = مدادرنگی 7 ساله :))))
بیخود نبود که مامان بزرگامونو وقتی 9 سالشون بود شوهر میدادن



والا
پاسخ:
ینى خیییییلى کوچولو بودى؟؟؟؟؟؟
من همیشه تو کلاسمون از همه بلندتر بودم اما بقیه هم ریزه میزه نبودن!
آره،مامان بزرگم تو عکساى بچگیش اندازه ى بزرگیاى من بود:)))
اوخییییی.....چه خانوم و مرتب :)
من زیاد چهره شناس نیستم اما به نظرم بهت میخوره شمالی باشی :))
پاسخ:
شمالیا مگه چهره شون چه شاخصه اى داره؟!
اوهوم،همیشه مامانم موهامُ میبافت:)
:))) قدِ فندق!:)) 
چقدر بامزه نوشتی ازشون، از مسابقه صندلی:))


توی خیابون که میبنمشون دلم ضعف میره ، ریزه میزه با کیفایی که از خودشون بزرگتر به نظر میان:))

نمیدونم چرا کوچولو ان ولی بامزه ترشون کرده:)) با اون مقنعه های صورتی:))
پاسخ:
من عاشششششق اون کوله هاى گُنده ام که روى دوششون میذارن و قوز میکنن موقع راه رفتن:)))
منم دوسشون دارم،خیلى ناز و خوردنى ان:)))
این بچه ها لباساشون صورتى بود،با مقنعه هاى سفید
تو این عکس یازده سالمه
کلاس پنجم
آخرین روز مدرسه
در کنار معلم

http://s6.picofile.com/file/8255797292/11_%D8%B3%D8%A7%D9%84%DA%AF%DB%8C.jpg
پاسخ:
شما فُرم میپوشیدین؟!
ما تازه از دوره ى راهنمایى فُرم پوشیدیم
تو الانشم گمونم S باشى:)))
منM :)
من کلاس پنجم بودم،بهم میخورد سوم راهنمایى باشم:)
هر موقع میرم مانتو بخرم اولین سوالم اینه که سایز 36 چی دارین؟ :)))))
پاسخ:
تو خیابون میرى نگران نیستى یکى محکم بخوره بهت،بشکنى؟!!!:)))))
در نظر من رشتی ها، صورت گرد، دماغ نوک تیز و قشنگ، ابروهایی که شیب رو به پایین داره تهش...
پاسخ:
البته بعدها شیب ابروهام یخورده جهت گرفت هاااااا
شایدم خودم جهتش دادم:)))
  • خانم خوشبخت خانم خوشبخت
  • ژوووووووووووووون.
    از همون بچگی جیگر بودی!

    عزیزم تو بزرگ بودی!! والا منم بچه که بودم ریزه میزه بودم. البته الانم هستم :/


    پاسخ:
    :)))))
    چشمات جیگرِ میبینه عزیزم:)
    تو دهه هفتادى هستى،نسل شما نسبت به ما ریزتر شدن
    البته خواهره من دهه هفتادیه،بزنم به تخته قدش186:)
    فکر میکنی
    اصلا اینطور نیست
    ماها هم همینقدری بودیم
    چقدر دخمل نازی بودی... دلم یه دخمل این شکلی خواست... چه موهای خوشگلی
    دخمل من میشی؟
    پاسخ:
    واااااااا!!!
    ینى هیچکدومتون انقدى نبودین؟!!!
    بابا همکلاسیاى منم تقریبا هم قد و قواره ى خودم بودن
    شاید یخورده من بلندتر بودم فقط
    ممنووووونم:)
    من دیگه الان اونقدى نیستم آخه:))))
    میتونم خواهرت باشم
    سلام...عزیزمی... چه عکس نازی..هزارماشالا مو....از ۷سالگی انقدربوده که الان تازیرکمرتونه که میشینی روش!..من هیچ وقت تو عمرم موهام انقدر نبوده چون فره خیلی قر داره خخخخ
    پاسخ:
    سلام عزیزم:)
    نظره لطفته
    اوهوم،من از وقتى یادمه موهام خیلى بلند بود
    اما یکى از آرزوهام این بود که موهام فر باشه
    خیلى وقتا با بیگودى و بابلیس و به هزار مشقت فرشون میکنم اما ظرف ده دقیقه دوباره صاف میشن:|
    منم آرزوی بچگیم موی صاف بود.از بس میگفتن عه موهاشو !وای موهاشو!کلاه گیسه یا موهای خودته!یکی که اومد رسما موهاموکشید تاباورش شه!
    راهنمایی بودم بااتوی برقی میفتادم جونش تاصاف شه!!!ابعده ها هم سشوار
    الان دیگه ولش کردم چون هرکارکنم لوله و موج موج
    خدا یک دختر موفرفری بهت عطاکنه...
    پاسخ:
    خوش بحالت دختر،البته نا شکر نیستم!اما خب همیشه دلم اون قرى که تو موهاى فر هست رو میخواست:))
    در مورد دختر موفرفرى باید بگم از خدااااااااااااامه:)
    موهاى فر،فقط رسیدگى میخواد.نه احتیاجى به شینیون دارن،نه سشوآر،نه هیچى!
    ببخشید میشه بدونم این عکس واسه چه سالیه ؟؟؟


    البته با توجه به اینکه گفتید دهخ 60 هستید و اگه این 65 سال تولدتون باشه میشه 65+7 = 72

    من تو سال 95 هم عکس به این با کیفیتی ندارم خدایی...

    با چی گرفتین این رو ؟ 


    امضا : 1 ادم هنگ مرده

    *الان 1 بررسی دقیق تر کردم.... شما اون موقع iPhone 6s Plus داشتید ؟ هزار ماشالله
    پاسخ:
    این عکس مربوط به حدوداى 75 میشه و اون عدد مربوط به سال تولدم نیست.پدرم دوربین حرفه اى داشتن و عکس هاى خیلى قبل از این تاریخ هم دارم که کیفیتشون عالیه.حتى عکس هاى عروسى پدر و مادرم که مربوط به سه دهه پیش هست.
    با گوشیم(iPhone 6s Plus)از روى عکس چاپى عکس گرفتم دوست عزیز و نباید انتظار میداشتین تو سیستمتون برند دوربین عکاسى ثبت بشه.
    سال 78:
    7 سالم بود
    من اون دختره ریزه میزه ام
    کار اونی که عینک داره

    http://s4.picofile.com/file/8173516750/tornado1208_215_.JPG
    پاسخ:
    تو نسبت به بقیه ریزه میزه تر هم بودى،نه؟!
    چقد حال و هواى مدرسه برام زنده شد بااین عکس!
    آره دیگه
    اگه به قول تو همه قد نخود بودن
    من قد لپه بودم :دی

    پاسخ:
    البته این یه امتیازه واسه دخترا!
    خیلى دیرتر پیر میشن:)
    لپه:)))
    آخی عکست خیلی نازه دختر دوست داشتنی و تو دل برویی هستی
    اتفاقا من فکر میکنم بچه های نسل جدید درشت ترن
    ببین مدادرنگی جان شما نباید به هیچ عنوان خودت رو مقایسه کنی وقتی خودت 170ی و تو خانواده کوتاهترین حساب میشی اصلا مقیاس خوبی نیستی برو کنار بینیم..
    چه جالب از توی جرو بحث های کامنتا فهمیدم تو متولد68ی من فکر میکردم 65ی باشی آخه اون ابتدا که خواننده وبلاگت شده بودم کامنتی با این مضمون  گذاششتم که:" میخواستم سنتو بپرسم ولی به آدرس وبلاگ توجه کردم جوابمو گرفتم" تو هم منو از گمراهی نرهاندی که 65سال تولدم نیستش

    پاسخ:
    ممنون عزیزم،چشمات قشنگ میبینه:)
    بذار الان از گمراهى برهانمت که متولد 68 هم نیستم:))))
    البته ما خونواده ى نسبتا قدبلندى هستیم اما بچه هاى کلاسمون هم خیلى ریزه میزه نبودنااااا،ینى تقریبا یکدست بودیم و من شاید یخورده فقط بلندتر بودم.
    اینم راهنمایى:سه ماه با 68 فاصله دارم:دى
  • مستر نیمــا
  • این تویی؟؟؟؟ 0_o
    اون زمان از این عینک این رنگی ها هم وجود داشت؟؟
    پاسخ:
    اوهوم:)
    عینک سفید هم داشتم،
    عینک سبز هم
    و عینک بزرگ با فریم شیشه اى که ازش متنفرم هنوز

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">