جعبه مداد رنگی

  • ۰
  • ۰
چند سالى میشه داداشِ یکى از دوستام با یه دخترخانومى دوست هستن و قرار ازدواج دارن.دوست که چه عرض کنم،بیشتر از یه همسر اختیارات اون دختر خانوم رو بدست گرفته و توى رفت و آمد و لباس پوشیدن و مدل آرایش و معاشرت هاش هم مستقیما دخالت میکنه.به واسطه ى همین دوستم،چندبارى با اون خانوم برخورد داشتم.به نظرم خیلى بى دست و پا و متکى میومد و یکجوره بیخودى از خودش هیچ نظرى نداشت!شاید فکر مى کرد اینجورى به مرد رویاهاش نزدیک تر میشه!نمیدونم،شاید دلایل دیگه اى وجود داره که به مغزِ من خطور نمیکنه!
القصه؛امروز بعد از پنج سال دوستى و رفت و آمد و دیده شدن در انظار با هم،دوستم بهم زنگ زده که اون فامیلتون بود توى اتریش،میشه شماره تماسش رو بدى که داداشم باهاش صحبت کنه؟!آخه کاراش روبراه شده و داره میره!
گفتم إ،به سلامتى،ایشالله بهش خوش بگذره!همیشه به سفر!(فکر مى کردم تفریحى میره و برمیگرده)که دوستم گفت آخه دیگه از اینجا خسته شده،هرچى داشته پولش کرده و داره میره واسه همیشه!گفتم ینى با خانومش میره؟!دوستم یجورى گفت داداشم که زن نداره،انگار خودش نبود که همه جا دختر طفل معصوم رو زن داداشش معرفى میکرد!!!!
بعدشم انگار متوجه شده بود که من شوکه شدم،تند تند داستان تعریف مى کرد که فلانى و فلانى هشت سال دوست بودن و ازدواج نکردن،بیسارى و بیسارى ده سال همُ میخواستن و ازدواج نکردن!یجوره گیجى ازش پرسیدم دختره میدونه؟!و جوابش قلبمُ مچاله کرد!"حالا کو تا یک ماه دیگه،دو سه روز مونده به رفتن میخوایم بهش بگیم که اذیت نشه"
+
خدایا،ما چجور موجوداتى هستیم؟!وقتى یه زن هیچ تلاشى براى فرو نپاشیدنِ هم جنسش نمیکنه!چه انتظارى داریم از مردهایى که نقطه ضعف هاى ما رو نمیدونن و گاهى از سر ناآگاهى حتى احساسمون رو به بازى میگیرن!
دلم سوخت!
اگه یه روز برادراى خودم دخترى رو تو چنین موقعیتى بذارن،با اینکه مهرشون تا مغزِ استخونم رسوب کرده و از جونم برام عزیزترن،شک ندارم از چشمم میفتن و نگاهم بهشون عوض میشه!

  • ۹۵/۰۴/۱۰
  • مداد رنگی

نظرات (۱۱)

آنسانم ارزوست !
پاسخ:
جاى تاسفِ!
چه جالب! چه تلخ....
من رفتار مشابه رو زیاد شنیدم....
پسرایی که هر روز خواستگاری 10 نفر به صورت موازی میرن که زودتر سر و سامون بگیرن و وقتی نمیپسندن اینقدر سرشون شلوغه که زنگ نمیزنن محترمانه خبر بدن که تموم شده ماجرا. بیچاره دخترا قراره با کیا برن زیر یه سقف...
پاسخ:
بله،خیلى تلخِ!
اونکه اصلا تو یه شهرایى مُد شده و هرکى پسر داره،به عنوان برنامه ى روزانه ش یکى دوجایى رو سر میزنه و اصلا هم مهم نیست دخترِ معصوم ممکنِ دلش لرزیده باشه!
شنیدى که میگن خواستگار چیست؟دقیقا صحت داره!
  • رنگین^کمان
  • به خاطر همین چیزاست با دوستی دخترو پسر به شدت مخالفم....
    پاسخ:
    ربطى به دوستى هم فقط نداره،خیلى ها وسط راه زندگى مشترکشون حتى پشت شریک زندگیشون رو خالى میکنن!
  • رنگین^کمان
  • فرقش اینه توزندگی می تونن مدعی بشن و حقیو طلب کنن حتی اگه بهش نرسن ولی بادوستی نمی تونن ...
    پاسخ:
    همین طلب کردنِ حق،حتى اگه بهش نرسن،به نظرت کافیه؟
    واییی اینا چه موجوداتین؟!!!!!! چه خونواده ی بی وجدانی!!!!!!!
    اگه به هر دلیلی تصمیم گرفته زندگیشو تغییر بده، انسانیت حکم میکنه خیلی رک و هرچه زودتر با دختره درمیون بذاره. امیدوارم خدا خودش به دختره کمک کنه از این ماجرا به سلامت بگذره
    پاسخ:
    حتى واسه دختره انگشتر خریده بودن که نشون بذارن!و دختره هم اینو میدونست!
    حالا بدون اینکه حتى بهش بگن،یه مسیر دیگه رو پیش گرفتن!
    دنیا نباید انقدرام بى حساب و کتاب باشه!
    سلام...مداد رنگی جونم والا من دیگه نسبت به این قضایا بی تفاوت شدم متاسفانه انگار گوشم وچشمم پرشده نه متعجب میشم نه ناراحت....یک جایی هرکسی باید بزاره برای همچین مواقعی که خودشو بازنده نبینه
    پاسخ:
    سلام دختر:)
    البته بهت حق میدم.اما همه مثل تو محکم نیستن!
    اسمش بازنده بودن نیست،همین بهتر که قبل از زندگى مشترک پشتش رو خالى کرد و ماهیتش رو شد
    اما به هرحال عمرى که هزینه میشه و قلبى که وابسته میشه رو نمیشه نادیده گرفت
    نمیتونم درک کنم اگه دختره رو اینقدر دوست نداشت که با خودش ببره چرا این همه سال باهاش دوست بود خب میرفت با یکی دیگه واقعا تو کله پوک بعضیا چی میگذره؟!
    پاسخ:
    یه مدتى باهاش خوش بود و الان ایده آل هاش عوض شده!
    اما دختر طفلکى :(
    وای
    چرا ماها اینقدر با هم نامهربونیم؟
    خدایا نصیب هیچکس نکن این دل سنگ را
    پاسخ:
    آمین
    من هنوزم که بهش فکر میکنم عذاب وجدان دارم که بهش نگفتم:(
    مداد رنگی عزیزم ، خیلی جای تاسف داره که هنوز اغلب خانواده ها این مساله براشون قابل هضمه ،پسری که می تونه با چند نفر باشه ، دختری که باید بسوزه و بسازه ، پسری که به هر که دلش رو زد پشت کنه ، دختری که قانع و چشم و دل سیره.
    این قصه ادامه خواهد داشت تا اینکه ما یه نسل درست رو وارد این جامعه کنیم. به پسرهامون خونه داری و همسر داری یاد بدیم و به دخترها مون علاقه ای عقلانی.
    پاسخ:
    سلام عزیزم
    از اینوراااااا؟!!!!
    البته ما همچنان تحت تاثیر محیط و پیشینه مون،این فرهنگ غلط رو به نسل هاى بعدمون هم منتقل میکنیم:|
  • خواننده خاموش
  • خیلیییییی سخته 5سال کم نیس یه عمره بیچاره اون دختر خیلی ناراحت شدم خواهشا اگه امکانش هست یجوری به گوشش برسون تا چشاشو وا کنه تا بیشتر از این تحقیر وعروسک خیمه شبازی نباشه موندم چجوری دوووم بیاره من خودم خیلییی احساسی ام زود میشکنم اصلااااا نمی تونم طاقت بیارم :((((((
    دنیا دار مکافات به قول خودت مطمئن باش به وقتش چوبش میخوره انشالا
    پاسخ:
    به نظره منم خیلى وحشتناکه:(
    اما باهاش در تماس نیستم و از طرفى هم تو اینجور مسایل اصلا نمیشه دخالت کرد
    مردى که تا این حد دم دمى مزاج باشه معلوم نیست یهو فردا چه تصمیمى بگیره و این وسط میشیم چوب دو سر طلا!
    اما واقعا نمیتونم از فکرش رها بشم،مدام تو ذهنمِ!
  • خواننده خاموش
  • سلام اخه مورد مشابه این قضیه رو تو دانشگاهمون عینا دیدم مربوط به چند سال پیش خواهر شوهر یکی از همکلاسیام بود هفت سال با پسره دوست بود و وعده ازدواج داده بود ولی در کمال ناباوری پسره با یکی دیگه ازدواج کرد به همین راحتی / اون دختره هم افسردگی شدید گرفت و حتی یادمه میگفت حالش بد شد دستگاه شوک بهش وارد کردن یه همچین چیزی ینی تااااااا این حد الان ازش خبری ندارم ولی اون موقع یادمه تعریف میکرد همین همکلاسیم که برادر دختره از اون پسره شکایت کرده بود :((((
    پاسخ:
    سلام
    منم از این موارد زیاد سراغ دارم و جاى تاسف داره!
    شکایت تو شرایط اینچنینى کارى از پیش نمیبره،غیر از اینکه آبروى دختر بیچاره به باد میره

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">