جعبه مداد رنگی

  • ۱
  • ۰

کمى دور


+کلاس دوم ابتدایى که بودم،یکروز معلممان پسرش را با خودش آورد مدرسه.بین همه ى بچه هاى کلاس آمد و کنار من نشست.اسمش مجید بود.هم سن و سال بودیم.از مادرش اجازه گرفت و با هم رفتیم آب بخوریم.قایمکى بردمش پشت مدرسه و قفس خرگوش ها را نشانش دادم.یک خرگوش ساده ى سفید را نشان داد و گفت اون تویى،سفیدِ وایتکسى:|

فرداى آن روز معلممان یک نامه برایم آورد که با ماژیک،با خط دُرُشت رویش نوشته شده بود "خصوصى"!

رویش هم کلى چسب کارى شده بود و مُردم تا بازش کردم.مضمون خاصى نداشت اما انتهایش نوشته بود از همینجا میبوسمت و من کلى سرخ شده بودم!

دانشجو که بودم مجید را توى دانشکده ى فنى مهندسى دیدم اما رویم نشد بروم جلو و آشنایى بدهم!


+پانزده ساله که بودم یکبار نزدیک بود توى دریا غرق شوم.تا خرتناق آب خورده بودم و اُمیدى به ساحل نداشتم.یکهو یک نفر آمد و دست انداخت دور کمرم و مرا از آب کشید بیرون.مرا گذاشت روى دوشش و محکم چسبیدم به گردنش!

شاید آن زمان بیست سالش بود!چند روز پیش که رفته بودم ورزشگاه عضدى بیمه ى ورزشى ام را بگیرم،دیدمش!

مسئول یکى از هیئت هاى آنجا بود گویا.وقتى داشت به من نگاه مى کرد،داشتم از خجالت میمردم که نکند یادش آمده باشد:|

چه چیزهایى که ته مغز آدم رسوب نمى کند!

  • ۹۵/۰۴/۱۳
  • مداد رنگی

نظرات (۴)

عجب معلم اپن مایندی داشتین!!!
عجب کار خطرناکی کرده!
پاسخ:
حتما میدونست تو نامه چى نوشته!
معلم خوبى بود
چرا خطرناک؟!
اخه مثلا اگه وابستگی پیش بیاد یا مثلا تو خونه از دهنت در بره که معلمم برام نامه میاره و بابات مثلا بهشون بر بخوره و بره مدرسه!!
یعنی اصل کار مشکلی نداره اما حواشیش زیاده...
پاسخ:
آخه یه بچه ى کلاس دوم چى از وابستگى اونم در اون شمائل میفهمه الى؟!!!
شاید اگه ادامه دار میشد مدیریت میکرد!ضمن اینکه محتواى نامه حتما اهمیت بیشترى داشت و اینو لحاظ کرده بود لابد
نمیدونم،معلممون درست به اندازه ى من با مسایل ساده برخورد کرده بود گویا
چون من همین الانشم فکر میکنم ایرادى نداشت:))))))

وااای چه عشقولانه! مجییید دلبندم! به نظرم باید باهاش ازدواج کنی...از همین الان فکراتو بکن!
فک کن اگه ازدواج کنید از همون بچگی با هم خاطره دارین...
یعنی این دیدنش و بعدش این سرخ شدنا نشونه ی چی میتونه باشه! :دی
پاسخ:
عشقولانه رو از کجا فک کردى آخه؟:))))
من غیر از یکبار توى بچگیم،فقط یکى دوبار از فاصله ى چند مترى تو دانشگاه دیدمش
ینى واقعا اینا نشونه ى علاقه س؟؟؟؟؟؟؟:))))
اصصصصلنم دیوونه نیستى؟؟؟؟
ولی کاش اونم تورو میدید!
بعد مثلا بعد از عقد تو هی بهش بگی من دیدمت ولی خجالت کشیدم بیام سلام کنم
اونم بگه کور خوندی! فکر کردی من نفهمیدم که تویی؟!یا مثلا فکر کردی من ندیدمت؟!
بعد بگه: من از همون موقع...از همون ابتدایی که بهت گفتم دوست دارم دوست داشتم! اگر نظرم عوض میشد که توی این چند سال بهت میگفتم :دی
پاسخ:
میگم تو یه رُمانِ جوندار از همون یبارى که ما تو بچگى همدیگه رو دیدیم بنویس:))))
تازه میتونى مضمون نامه رو عاشقانه کنى:)))
بعدشم آخرش مثلا من به پیوند قلب احتیاج داشته باشم و اون بیاد بهم اهدا کنه و درام تموش کن:دى

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">