جعبه مداد رنگی

  • ۰
  • ۰

بزرگ خاندان

مَش حسین،یه پیرمرد هفتاد و اندى ساله س که از نوجوونى تو خونه ى پدربزرگ من کار مى کرده و همونجا سر و سامون گرفته و زنش دادن و بچه دار شده و کلا همه ى زندگیش به این خونواده خدمت کرده و خونواده ى ما خیییییلى دوسش دارن و براش احترام ویژه اى قائلن.پدربزرگم قبل از فوتش خونه اى رو که مش حسین توش زندگى مى کرد رو به اسمش سند زد و یه هکتار زمین زراعى بهش داد.بچه هاى مَش حسین همه شون آدم حسابى شدن.دوتا از دختراش معلم شدن و یه پسرش کارمندِ بانک شد و یکیشون بورسیه گرفت و رفت خارج.

حالا مَش حسین هروقت دستش تنگ میشه میره از رودخونه ماهى میگیره و زنگ میزنه به بابام که بیا برات کَپور گرفتم که دوس دارى،یا بیا کَفال گرفتم که دوس دارى،یا بیا ماست محلى ببر که خانومت دوس داره،یا بیا سبزى تازه ببر واسه بچه ها،و پدرم معنى این تلفن ها رو میدونه.

امروز مَش حسین زنگ زد که ماست محلى و سرشیر براتون گذاشتم،کى میاید ببرید؟!بابام گفت عصرى بچه ها رو میفرستم بیان.داداشم رفت و پاکتِ مَش حسین رو بهش رسوند و ماست و سرشیر رو که انصافا هم مححححشر درست میکنه برامون آورد.من داشتم میرفتم مغازه که مامانم یه ظرف ماست و یه ظرف سرشیر داد که سرِ راه ببرم واسه عموم که دوس داره!منم کلى دلتنگِ عمو و زن عموم بودم و رفتم.وقتى رسیدم،عمو سرِ نماز بود و داشت سلام میداد.از پشت دستمُ دورِ گردنش حلقه کردم و بوسیدمش.تو همون پوزیشن بودم که عموم منو رو کولش بلند کرد و شروع کرد به چرخیدن دورِ خونه!هرچى من جییییغ کشیدم،فایده نداشت که نداشت!خلاصه سرم گیج رفت و فشارم افتاد و کار به آب قند و عرقِ بیدمشک رسید و زن عموم کللللللى سرِ عموم غُر زد!

تازه ایشون بزرگ خاندان ما هستن و از بقیه هیییییچ توقعى نمیشه داشت!

قررررررررررربونش برم من:)

  • ۹۵/۰۴/۲۸
  • مداد رنگی

نظرات (۶)

آخی
خدا همه‌شونو حفظ کنه برات :)
پاسخ:
خدا همه ى عزیزاى شما رو هم بهتون ببخشِ انشالله:)
ممنونم دختر
  • خانم خوشبخت خانم خوشبخت
  • خخخخخ چه عموی باحالی!!! البته قوی :)))
    چقدرم تو حساسی!!!! حیف فشارت افتاد زدی تو ذوقش :)

    پاسخ:
    عموم نفَّسِ:)عاششششششقشم
    من خیلى زود سرم گیج میره و نمیتونم دورِ خودم بچرخم یا کسى و چیزى که داره میچرخه رو نگاه کنم:/
  • مصطفی فتاحی اردکانی
  • احسنت
    پاسخ:
    :)
    :)
    چه بزرگ خاندان دوست داشتنی ای
    پاسخ:
    عاشششششششقِ این بزرگ خاندانم:)
    چه عموی دوست داشتنی و چه مدادرنگی لوسی آدم که نباید اینقدر زود غش و ضعف کنه    والاااا :D
    پاسخ:
    من میییییمیرم واسه عموم اما خب،فشارم پایینِ!زود سرگیجه میگیرم،اصلا دست خودم نیست
    منم خودم فشارم پایینه دخترم دارم باهات شوخی میکنم  شیرینی میرینی و شوری زیاد بخور
    پاسخ:
    مساله اینجاست که من با فوتوسنتز زنده ام:/

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">