جعبه مداد رنگی

  • ۱
  • ۰

حدودا دو ماه پیش بود که داشتم میرفتم سمت مغازه که به ترافیک وحشتناکى خوردم!

داشتند شهید مى آوردند و نیروهاى انتظامى خیابان را بسته بودند و یک عده که عجله داشتند،پیچیدند توى کوچه ى فرعى سمت راست و من هم به آنها اقتدا کردم و مسیرم را کج کردم!

وقتى وارد کوچه شدم،تازه فهمیدم چه خاکى توى سرم شده است!

کوچه بسیار تنگ بود و انتهایش یک تیر چراغ برق نقش خرمگس معرکه را بازى مى کرد!

تا آمدم بپیچم،یک صداى قیژژژ مانندى گوشم را خراشید!و اینجور وقت ها هرچه بیشتر تلاش میکنم،آن صدا هم بیشتر تکرار مى شود و مغزم را درد مى آورد!

امروز که داشتم مى رفتم مغازه،یاد آن روز افتادم و تصمیم گرفتم دوباره خودم را تست کنم!

پیچیدم توى همان کوچه و دوباره همان سکانس تکرار شد:|

البته دست فرمانم بهتر شده بودها،منتهى از بس ماشین هاى پشتى بوق زدند،هول کردم:(


پ ن:جا دارد اینجا تشکر کنم از آن آقایى که دو ماه پیش پیاده شد و فرمان داد تا من از آن کوچه ى فرعى بیرون بیایم و بعد هم کارت ویزیتش را در آورد تا در مواقع مشابه به دادم برسد و من برایش بوق هم نزدم:دى ى ى


  • ۹۵/۰۵/۱۲
  • مداد رنگی

نظرات (۶)

البته ک ب احتمال زیاد کارت ویزیت و ب دلایل دیگه ای دادن :دی ی ی
پاسخ:
اسسسستغفرالله:دى
  • مستر نیمــا
  • یه ایرادی که دارین اینه که وقتی صدا اومد نباید ادامه بدین! تنها کاری که میکنین زدن روی ترمز و توقف کامله!
    بعد برین از بیرون صنحه رو بررسی کنید از بوجود آمدن خسارت بیشتر جلوگیری کنید

    خودتونو نمیگما.دلم واسه مردم بیچاره و تیر چراغ و اینا میسوزه. گناه دارن بخدا
    پاسخ:
    آخه درِ سمت خودم گیر کرد به دیوار،نمیتونستم پیاده شم:(
    تیر چراغِ بیشعور،منتهى الیه سمت راست کوچه بود و میخواستم بهش نزنم و زود پیچیدم به چپ و گیر کردم به دیوار:(
  • مصطفی فتاحی اردکانی
  • خخخخخخخخخخخخخخخ

    سعی کنید جاهای دیگه تمرین کنید.
    پاسخ:
    مثلا مناطق غیر مسکونى و خالى از سکنه:دى ى ى
    :))))))
    پاسخ:
    حتى:دى ى ى
    مدارنگی با این اوصای که تو هر بار تعریف میکنی صافکارهای محل خیلی به خودت و ماشینت ارادت دارن همیشه مشغول خط خطی کردنی اصلا نکنه برای همین اسمتو گذاشتی مدادرنگی؟!
    پاسخ:
    صافکاراى محلمون تا حالا سعادت نداشتن منو زیارت کنن اما داداشم چرا،به پشتوانه ى ماشین من با همه صافکارا رفیقِ:)))
    مدادرنگى=خط خطى کننده؟؟؟؟!!!:دى
    ببین داداشت وقتی میبره میگه دسته گل خواهرمه دیگه!  اونها هم دورادور بهت ارادت دارن
    پاسخ:
    اگه اینجورى باشه که دیییییگه باهاش قهرم:(

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">