جعبه مداد رنگی

  • ۰
  • ۰

ما آدم ها موجوادت عجیبى هستیم.

بعضى هامان در برابر درد مقاومت میکنند و آنقدر میجنگند تا از پا در بیایند.بعضى دیگر،از دردها فرار مى کنند و تا آخرِ دنیا هراسِ پیدا شدن دارند.بعضى هایى هستند که با پاى خودشان به استقبال درد مى روند و این ها به نظرم بلعیده مى شوند!

و اما عده اى از آدم ها وجود دارند که با دردهایشان زندگى میکنند!به دردهایشان خو مى گیرند و جورى در هم تنیده مى شوند که دردشان،بخشى از هویتشان است!این عده، از یک جایى به بعد،دیگر درد نمیکشند!این ها،راهِ زندگى کردن و مدارا کردن با دردشان را پیدا کرده اند!

لطفا این دسته از آدم ها را به حال خودشان بگذارید.

دردشان را برویشان نیاورید،شوکه مى شوند!

اصلا احتیاجى به همدردى هیچکس ندارند،مطلقا!

یاد گرفته اند که سازگار باشند و در گوشه اى از خوشبختىِ کوچکشان،جایى را به دردها تعلق دهند!

این عده،مصداقِ بارزِ بردبارى هستند!

ما،نه عاشق درد هستیم،نه یاراى مقابله در برابرش را داریم،و نه پاى فرار!

ما،فقط صبوریم!


  • ۹۵/۰۵/۲۰
  • مداد رنگی

نظرات (۵)

چه قشنگ...
پاسخ:
و سخت!
قشنگ یعنی به عمق جان میفهمم چی میگی...
امان از مردم که برای احوال پرسی و شروع بحث، صاف دستشون رو میذارن اونجایی که نباید...
پاسخ:
حالم از همین بدِ!
وقتى میبینن حالت خیلى خوبه،نیشت تا بناگوش بازه و جفتکت به ابرهاست،یهو میپرسن راستى،حال بابات خوب نشد؟!ایشالله خدا شفا بده!
و من اون لحظه دلم میخواد بمیرم
دلم میخواد بمیرم
دلم میخواد بمیرم
بارها و بارها کنار ادمی که یه غمی یا مشکلی دارن نشستم و حتی خودم...
و همه قبل از این که از مشکلشون رنج ببرن از حرف و سوال مردم رنج میبرن...
مردمی که اپدیت شدن اطلاعات خودشون رو برجح میدونن بر ارامش طرف مقابلشون...
چیزی نمیشه کرد جز این که بذاری به حساب عدم رشد آدما نه مشکل خودت...
پاسخ:
میدونى،بارها شده پاى سفره ى کسى نشستم که داغ عزیز دیده و سالها ازش گذشته!
وقتى میزبان خندونه و غرقِ مهموندارى و شیرین کارى و لذت،یهو میگن خدا جوونت رو بیامرزه!ینى یادش میندازن داغش رو!
و خنده رو لباى اون بنده خدا میماسه و همه ى صورتش پر از غم میشه!به نظرم این آدما دلشون از سنگِ!
نمیذارن آدم به درد خودش بمیره!نمیذارن آدم تو حال خودش باشه!نمیذارن یه لحظه غصه از دل آدم بره!

سلام عزیزم..اول متوجه نشدم!بعد ازروی کامنت ها متوجه شدم!مدادجونم آخه به لحن ونیت واینا هم بستگی داره..
مادرم دریک سفرمذهبی مجبورشدن رو ویلچربشینن بعد همه میگفتن آخی چرا اینطوری شده؟وای چقد جوون!اینجاشفاشوبگیرید!ومن چقدر پای ویلچراشک ریختم خدا میدونه وحتاحاضرنبودن کمی ویلچر رو هل بدن
اما گاهی اوقات واقعا طرف منظوری نداره ونیتش خوبه
پاسخ:
سلام گلم
ببین،نیت آدما تو کلامشون موج میزنه!
منظورم أبدا این نبود که نسبت به درد اطرافیانمون بى تفاوت باشیم،نه!
چه بسا اگه بدون کلامِ ترحم برانگیز،و بدون نگاهِ کنجکاوشون میومدن و بهت کمک مى کردن،ممنون هم میشدى!اون همدردى به دلت مینشست!
بارها اتفاق افتاده کسى تو خیابون جلوى چشم همه زمین خورده و من با لبخند و یجورى که انگار اصلا اتفاقى نیفتاده دستش رو گرفتم و گفتم أمان از این چاله چوله هاى خیابونا!نه بى تفاوت رد شدم،نه خندیدم بهش،نه ترحم کردم!فقط اونجورى که بلد بودم مثل آدم برخورد کردم.
نیت آدما مهم ترین عنصریه که اونا رو از هم دور میکنه یا به هم ربطشون میده!
  • رنگین^کمان
  • اوهوم.... امیدوارم هیچ وقت به مرحله ای نرسم که به شیشه ی صبر زیبای کسی سنگ بزنم...
    منم بردباریو دوست دارم...
    پاسخ:
    چقدر خوب که همه ى احساس منو فهمیدى!
    ممنونم ازت رنگى رنگى:)

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">