جعبه مداد رنگی

  • ۲
  • ۰

دخترانِ بِکر

نشسته بودم پاى لپ تاپم،از صفحات بروز شده ى بلاگ بالا میرفتم و از صفحات بروز شده ى بلاگفا پایین مى آمدم

یکى از صفحات را انتخاب کردم و خواندم

درباره ى مراسم پاتختى(روزِ بعد از شب زفاف) نوشته بود

نوشته بود در چنین شبى،یک نفر از فامیلِ عروس پشت درِ حجله منتظر مى ماند تا مستنداتِ باکره بودنِ عروس خانوم را تحویل بگیرد و براى مادرِ شاه داماد ببرد و چشم روشنى دریافت کند.یا اگر عروسِ ماجرا بکر نبود،دستش را بگیرد و ببرد خانه ى پدرش!

اصلا کارى به این ندارم که چه حالِ ناخوبى است اگر در خصوصى ترین شبِ زندگىِ یک زوج،شخص سومى حضور داشته باشد!اصلا کارى به درست یا غلط بودنِ اصلِ ماجرا هم ندارم!

فقط میخواهم بدانم با این نگاهِ قالب در جامعه،چطور دخترانِ مملکتم جرات پیدا مى کنند با مردى خلوت کنند؟

مردانى که حتى اگر اولین نفرى باشند که وجودتان را تصرف کرده اند،باز هم بیمِ این را دارند که حتما پیش از آنها در آغوشِ دیگرى بوده اید و این ننگ را به جانتان مى پاشند که نانجیب هستید!

نگاهم به این ماجرا اصلا شرعى نیست،چرا که متاسفانه در اسلامِ این روزها،راه هاى فرار از اخلاقیات الى ماشالله است و کلاه هاى رنگارنگِ شرعى در سایزها و طرح هاى مختلف،براى هر کارِ قبیحى وجود دارد و شما مى توانید با جارى کردنِ یک صیغه ى ساده،از منصبِ گناه،خود را مبرى کنید!

حرف من این است؛چرا خودتان را در معرض سقوط قرار میدهید؟!

مگر نه اینکه در جامعه اى زندگى میکنیم که نگاهِ قالبِ مردم به نفسِ نجابتِ یک دختر،همان بکارتِ اوست؟!پس چرا؟!

بخاطرِ عشق؟!!!

کدام عشق؟!!!

اگر مردى عاشقِ دخترى باشد،نگاهش به او حرمت دارد،کلامش با او حرمت دارد و آغوشِ آن دختر به حدى برایش مقدس خواهد بود که هرگز حاضر نمیشود پیش از ایجادِ تعهد،به حریمِ آرامشش وارد شود!پس فریب نخورید!

لطفا بپذیرید که نمى شود فرهنگِ باستانىِ یک جامعه را با هنجارشکنى و رد شدن از تابوها،از بین برد!

در تاریخِ ایران،تا بوده همین بوده!

لطفا دخترانگىِ معصومتان را قدر بدانید و آبرویتان را بنامِ عشق،بر باد ندهید!

  • ۹۵/۰۵/۳۰
  • مداد رنگی

نظرات (۹)

یادته دو ماه پیش یه پست گذاشته بودم که تو قطار بودیم و سه تا خانوم بودن یکیشون وکیل بود ماه های آخر بارداریشم بود و یکیشون دانشجو و اون یکی خانه دار و
مکالماتشونو نوشته بودم 
وسط حرفام گفتم یه حرفایی رو باید تو پست مخصوص خانوما بنویسم
دقیقا همین موضوع بود
وکیله در مورد پرونده هاش میگفت
اینکه پسره اومده بوده شکایت که عروسشون دختر نیست
این وکیلم هر چی انواع مختلف دخترهارو براش توضیح داده یارو تو کتش نرفته
از نظر پزشکی هم دختره نه گناهکار بود نه بی‌گناه
چون از اون نوع خاص بوده
ولی حق رو به پسره دادن تا طلاقش بده
خانم وکیله هم داشت با تاسف به ما توصیه می‌کرد هر چه قدرم مطمئن باشین از خودتون، قبل ازدواج حتما تست بدین و مدرک!!! دستتون باشه که مشکلی ندارین

ببخشید
چون خواننده آقا داری نتونستم خوب توضیح بدم
پاسخ:
آره،خونده بودم
به نظرم پند خردمندانه اى بود،چون خیلیا بسته به آناتومى خاص بدنشون،بى گناه در مظان اتهام قرار میگیرن!
کاریش نمیشه کرد!
تو جامعه اى که ادعاى روشن فکرى مردمش گوش فلک رو پر کرده،این بخش ماجرا همچنان درگیرِ سنت هاست و هنوز به اونجا نرسیدیم که این بخش خصوصىِ ماجرا رو به عهده ى دو طرف بذاریم یا لااقل یه مطالعه دربارش داشته باشیم.
منم با اون خانوم وکیل موافقم
یکی از مسخره ترین رسوم هاست که خوشبختانه در حال انقراضه 
پاسخ:
مساله اون رسم بخصوص نیست!که البته خیلى جاها همچنان پابرجاست!قضیه اینِ که هرکس با توجه به عرف جامعه،از حیثیتش حراست کنه!
  • رنگین^کمان
  • کاش می شد خدا رو بغل کرد و بوسید...که پاکی و پاکدامنی براش گرانبهاست...میشه مریم و یوسف نبود امامثل یوسف ومریم   پاک زندگی کرد ...
    پاسخ:
    بله،من مریم هاى زیادى رو میشناسم که دامنِ پاکشون بزرگ ترین و ارزشمندترین داراییشونِ
  • رنگین^کمان
  • ان شالله که خدا پاکدامنی  ارزشمند تمام مریم های سرزمینمون و حتی مریم های کل جهان رو حفظ کنه...
    پاسخ:
    ممنون از دعاى قشنگت عزیزم
    آمین
  • سعید یگانه (جاوید)
  • جالبه! من هم امروز یک پست در همین رابطه منتشر کردم. البته واقعیت این رسم ابلهانه تاریخی ما ایرانیها خیلی وحشیانه تر از این بوده که فقط دست دختر رو بگیرن ببرن تحویل خانوادش بدن!! 
    متاسفانه به نظر میاد حفظ شخصیت و کرامت انسانها (فارغ از طبقه بندی جنسیتی و اجتماعی) رو فقط تو قصه ها میتونیم بخونیم!
    پاسخ:
    جدى؟!!!
    اینجور که شما میگین،تو قصه ها هم اوضاع بهتر از این نبود!
    البته من معتقدم حفظ شخصیت و کرامت هرکسى،تا حدود بسیار زیادى به اعمال و رفتار خودش بستگى داره!
  • رنگین^کمان
  • خواهش می کنم
    منم ممنونم از توخانوم خوش قلب ومهربون...
    پاسخ:
    زنده باشى عزیزم
    قطعا نظرِ لطف شماست:)
    منم همیشه میگم حتی اگه مذهبی نیستید و اعتقادی هم ندارید دنبال دردسر نگردید اما مدادرنگی 2تا وبلاگی که مدتهاست  میخونم که 2تاشون در زمان دوستی رابطه برقرار کردن و هر2 الان مزدوج شدن و بسیار خوشبخت هستن البته بر اساس تعاریف خودشون

    همیشه حالم از شنیدن این عقب موندگی ها به هم میخوره رفتم وبلاگ  جاوید رو خوندم سرسام گرفتم من از تصور اینکه برم پزشکی قانونی گواهی بگیرم هم حالم به هم میخوره
    پاسخ:
    تو هر ماجرایى،استثناء وجود داره اما من معتقدم "شب شراب نیرزد به بامدادِ خمار"
    ریسکِ چنین روابطى بسیار بالاست!تصور کن تو همون دوران دوستى و پیش از عقد،خداى نکرده اتفاقى براى پسرِ ماجرا بیفته!مسلماً پریشونى هاى دختر،چندین بار بیشتر از دلتنگى و دوست داشتن خواهد بود!
    هیچ دخترى دلش نمیخواد براى دفاع از نجابتش دنبال سند باشه!اعتماد،بزرگ ترین اصلِ ازدواجِ!اما بسته به محیطى که توش زندگى میکنیم و فرهنگ خانواده اى که باهاش وصلت میکنیم،باید شرط احتیاط رو رعایت کرد
  • شن های ساحل
  • چقدر عجیب و چقدر خوب که ما از این رسم ها این اطراف نداریم...اینجا بچه هاشون که ازدواج می کنن چه دختر چه پسر همچین به امان خدا ولشون می کنن به این حالت که انگار با خودشون میگن اخیش یه نون خور کمتر!!!!!!!!
    همچین جامعه عجیبی داریم...سمت ما نگرانی اصلی فقط مالی بود اصلا این قسمت ها به ذهنشون هم نمی رسید و نمی رس
    پاسخ:
    چى بگم؟!
    قطعا همه ى پدر و مادرها،دلواپسى هاى خاص خودشون رو دارن.نوع ابرازشون متفاوتِ
    اینجا هم چنین رسومى وجود نداره اما معنیش این نیست که اصلِ ماجرا کم اهمیتِ!دیفالت اینِ که دختر تا وقتى ازدواج نکرده،بکرِ!
    خب اطرافیان شما بای دیفالت دست کم این ذهنیت دارن ولی طرف ما بصورت خودکار تنها ذهنیت مهم که در موردش فکر میکنن و حرف می زنن اینکه خانواده دختر چقدر پول دار هستن چه موقعیت اجتماعی دارن و چقدر جهیزیه پرداخت می کنن و برعکس از طرف خانواده عروس فقط این مطرح که داماد چه شغلی چه خونه ای و چه امکاناتی داره و چه مقداری میخوان برای مهریه پرداخت کنن..تمام مواردی که گفتم بین دوطرف یادداشت و امضا میشه ولی بین این ۱۵ تا عروسی اطرافیان که تا حالا رفتم اصلا نشد در این مورد حرف بزنن....
    مهم ترین و تنها سوژه مهمی که اخرین باری که عروسی رفتم مطرح بود این بود که عروس خواهرزاده زن شهردار بود و داماد چقدر زرنگ که می تون موقعیت خودش عوض کن و کار جدید داشته باشه با مزایای اینکه پدر عروس بهشون خونه داد
    جامعه از اونی که فکر میکنین مادی گرا تر شده بعله
    پاسخ:
    متاسفانه این موردى که مطرح کردى،همه گیر شده و مبتلایان بهش منحصر به شهر یا فرهنگ خاصى نیستن!
    اینجا هم جهیزیه ى دختر بسیار حائز اهمیتِ!اینجا هم شغل دوماد و میزان داراییش براى همه ى اطرافیان دور و نزدیک مهمه!
    توى مسائل دیگه هم دخالتى نمیکنن و تو بوق کرنا نیست اما،معنیش این نیست که مسأله ى مهمى نیست!از محدوده ى اختیارات و دخالت دیگران خارجِ و بین زوج وجود داره

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">