جعبه مداد رنگی

  • ۱
  • ۰

هفته ى پیش دایى جانم براى گرفتنِ ویزاى انگلیس عازمِ امارات شد و دیشب برگشت.وقتى فهمیدم مهمانِ عزیزتر از جانى در راه دارم،اولین فکرى که به ذهنم رسید تدارکِ یک صبحانه ى عالى بود.دایىِ من اصلا اهل کله پاچه و هلیم و آش و صبحانه هایى از این قبیل نیست،براى همین هم نمى شود صبحانه ى آماده اى برایش محیا کرد.

ساعت 5 صبح بیدار شدم و یک سوپ سفیدِ مشت برایش بار گذاشتم.چندتا ذرت دون کردم و گذاشتم بخارپز شود.قارچ هم خورد کردم و مقدارى را توى سوپ ریختم و مقدارى را براى ذرت بخارپز کردم و بقیه را توى روغن سرخ کردم.چندتا تخم مرغ آب پز کردم و چندتا هم توى ماهیتابه عسلى کردم.خرما پوست گرفتم و تویش کنجد و تخم مرغ زدم.مغز گردو و پنیر و کره و عسل آوردم.خربزه خورد کردم.خیار و گوجه را خورد کردم و غرق نمک و فلفلشان کردم و لیموى تازه کنارشان گذاشتم.سبزى هم آوردم و وقتى همه چیز مرتب شد،سعید و سهراب هم از راه رسیدند و نان سنگک تازه آوردند.دایى هم بیدار شد و با دیدن صفحه ى میز،چشم هایش برق زد.مامان و بابا هم آمدند و فقط خواهرم خواب بود.داشتیم صبحانه میخوردیم که سروصدایمان خواهرم را بیدار کرد و با صورت خواب آلودش آمد پاى میز و دست انداخت دوره گردن دایى.دایى تعارفش کرد که با ما صبحانه بخورد،خواهرم دستى به موهاى پریشانش کشید و گفت این ساعت روز دهنِ خر باز نمى شود که یونجه بخورد،من چجورى صبحانه بخورم؟!!!!!

چند صدم ثانیه سکوت کردیم و به هم نگاه کردیم و یکهو همه همزمان زدیم زیره خنده و خواهرِ نابغه ام تازه فهمید چى گفته:)))))

اینجانب در تدارک ناهار هستم و دو ساعتى مانده که غذاهایم جا بیفتند:)

مامان خانوم با برادرش رفته خرید و خانه و ظرف ها و آشپزخانه را به من سپرده.چشم هایم نصفه و نیمه باز هستند و اگر مقاومت نکنم و بسته شوند،قبل از ساعت شش عصر بیدار نمى شوم

خدایا؛خودم و غذاهایم را به تو میسپارم


  • ۹۵/۰۷/۱۴
  • مداد رنگی

نظرات (۷)

دست خواهرجان درد نکنه یعنی لقمه ای اگر در دهان من میبود همانجا میماسید
خرما و تخم مرغ و کنجد رو بیشتر توضیح میدی؟
دایی جان که به سوپ سفید رضایت میدهد چه میشود که به هلیم و آش هم رضایت بدهد؟من هممممشونو دوست دارم
خدارو شکر الان آبگوشت خوردم و هوس هیچکدومو نکردم
ضمن اینکه خانوم محترم چرا فراموش کردی از هنرمندیهات عکس بگیری؟ من دوست دارم وقتی توصیفات پستها رو خوندم بعدش با عکس تصوراتم تکمیل بشن با تشکر از اینکه در پستهای آینده به درخواستهای ما جامه عمل میپوشانید
پاسخ:
در واقع لقمه در دهان ما هم ماسید:)))
خرما رو پوست میگیریم و تو روغن سرخ میکنیم و روش کنجد میپاشیم.بعدشم تخم مرغ میشکونیم توش و آروم با قاشق پخش میکنیم روى خرماها و کنجد!طبعش به شدت گرمِ و براى صبحانه عالیه!مخصوصا تو هواى سرد!امتحان کن.
دایى جان غذاى خونگى دوست داره،ما هم که تننننبل!حالِ هلیم و کله پاچه ى خونگى نداریم(من حتى بلد هم نیستم)
هوس آبگوشت کردم:|
راستش انننقد همه کارا رو بى نظم و هول هولکى انجام دادم که چیدمان میزم تا وسطاى صبحانه خوردنِ بقیه ادامه داشت:(
یکى یکى یادم میفتاد چى رو نیاوردم و چى رو جا انداختم!وگرنه حتما عکس میگرفتم!
چشششم،در پست هاى آتى حتما لحاظ میکنم پیشنهادِ شما رو:)
  • مصطفی فتاحی اردکانی
  • خواهر جان به خوردن ناهار در ظهر که دیگه عادات داشتند؟
    پاسخ:
    بععععله،مفصصصصل:))))
    ترکیب خرما و تخم مرغ رو معمولا میخوریم و خیلی هم دوست داریم ما بیشتر شکل کوکو درست میکنیم یعنی خرما رو رشته رشته میکنیم با تخم مرغ همزده قاطی میکنیم و ....
     از پیشنهاد کنجد خیلی خوشم اومد این دفعه که خواستیم درست کنیم کنجد هم میزنیم تنگش
    پاسخ:
    تا حالا به سبک شما امتحان نکردم!
    کنجد و خرما و تخم مرغ،طبعشون گرمِ و براى آدمایى که طبع سرد دارن توصیه میشه
    دکتر مداد:))))
    هممممم😆
     یعنی با این توصیفات هوس غذا کردم 
    حیف ساعت دو نصف شبه
    یعنی تخم مرغ رو با خرما و کنجد کلا به هم نمی زنیم
    تخم مرغ فقط رو ی اونا میمونه؟
    خیلی وقتا رو سکو محل کار خودم برا خودم مجبور میشم غذا درست کنم 😂
    پاسخ:
    صبح نزدیکه پس،میتونین صبحانه میل کنین
    خرماها رو با فاصله هاى یک میلى از هم تو روغن میذاریم و وقتى یخورده سرخ شد،تخم مرغى که هم زدیم رو روش میریزیم و قبل از اینکه تخم مرغ سفت بشه روش کنجد میریزیم
    انشالله از این دستور استفاده کنین و به ذائقه تون بخوره:)
    به عجب قلمی داری ! بوی همه این ها برام تداعی شد :))
    فقط یه جا گفتی روی خیار و گوجه را با نمک و فلفل پوشاندی . فلفل سیاه منظورتان بود ؟؟؟
    + من اگر جای خواهر گرامی بودم جنگ راه مینداختم که چرا منو بیدار نکردین 😂
    پاسخ:
    سپاسگزارم:)چه قوه ى تخیل قوى ى:))
    اوهوم،فلفل سیاه
    خواهر گرامى همیشه حرفاشُ با جعبه تقدیم میکنه:))
    جعبه چی اونوخت ؟! 
    +یکم عجیب نیست که روی خیار فلفل بپاشین ؟؟ :)))
    پاسخ:
    اصطلاحِ:)
    معمولا شمالى ها اینجورى میخورن
    شمال رفتیم اشپل ماهی با باقالی خام خوردیم برا هفت پشتمون بس بود یعنی

    راستی شماره شناسنامه تان را هم بگویید :دی
    پاسخ:
    خب ذائقه ها متفاوتِ!
    :)))

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">