جعبه مداد رنگی

  • ۰
  • ۰

نامزدَیْنگ


به مامانم میگم میشه فردا شب با هم دانشگاهیاى سابقم برم بیرون؟!یه دور همىِ دوستانه س

مامانم میگه تو دست ما امانتى،از شوهرت بپرس

به آقاى همسر میگم میشه من این دور همى رو برم؟!

میگه خب من که نیستم ،نظر بابا مامانت شرطِ:|

کى بود میگفت دوران نامزدى شیرین ترین دورانِ؟!!!!!!!


  • ۹۶/۰۳/۰۷
  • مداد رنگی

نظرات (۹)

  • چ‍[نا] گوارا
  • من نبودم :)))

    + شیرینه. ه میگیره بجای کسره
    پاسخ:
    محاوره س دیگه،هرجور بنویسیش حسابِ:)))
  • چ‍[نا] گوارا
  • حتی شرطه!

    من بودم میرفتم اجازم نمیگرفتم :))
    پاسخ:
    خونواده ى ما یخورده سنتى هستن
    اما تو کار خوبى میکنى:)))
  • بنتُ الهدی
  • ماه بهش میگیم دوران برزخ :))
    نه دختر باباتی، نه زن شوهرت ! معلقی توی هوا :|
    من به هر دو طرف اطلاع میدادم که میخوام برم فلان جا معمولا هم اختلاف نظر نداشتن
    پاسخ:
    واااااقعا!!!
    نه دختر بابامم،نه همسره شوهرم:)))
    در کل من خونواده ى محافظه کارى دارم،و عادت کردم:)
    مثل اینکه شیرینی زیادی عجیب دلتو زده! :)
    پاسخ:
    واسه اونایى شیرینِ که ور دل هم هستن
    واسه ما شبیه کنکوره:)))
    عزیزم بازم تبریک میگم زیر اون پست تبریک گفتم کاش برامون جریان اشنایی و خواستگاری رو مینوشتی چون برا من خیلی شیرینه خیلی دوس دارم بدونم :)
    پاسخ:
    بازم ممنونم:)
    چشم،اگه بدونم براتون جالبِ حتما مى نویسم:)
    نامزدینگ= برزخینگ حالا بذار نوبت خواهرت بشه عمرا مثل تو دوره بیفته و نظرسنجی کنه خودش میره و میاد خاطراتشو برای دو طرف تعریف میکنه  تو مداد مظلوم خودمی
    پاسخ:
    شناختت از من و خواهرم خیییییییییییلى دقیق و درستِ:))))

    عزیزم کلی چیز باید برامون بنویسی معلومه که برامون جالبه
    تازه یه چیزهایی هم از قبل قول داده بودی که فراموش کردم و فقط ریحانه رو یادمه که باردار بود اون چی شد؟ بقیه چیزها باید رجوع کنم به پستهای قدیم و بخونمشون تا یادم بیاد
    پاسخ:
    ریحانه پسردار شد و پسرش چهار دست و پا راه میره
    و زندگیشون دقیقا به منوال سابق پیش میره
    یک ماه خونه ى باباشِ و بعد با مامان و خواهرش میاد یه هفته خونه ى خودش و دوباره باهاشون برمیگرده تهران:|
    الهیییی ماجرای ریحانه رو یادمه گفته بودی مث خواهر و برادرن با شوهرش و زیاد به خودش نمیرسید و اگه اشتباه نکنم همچین چیزی یادمه اخرش که چی همونجور به روال سابق هس خب چرا مشاور نمیرن یا طلاق ؟؟؟؟
    پاسخ:
    نمیشه وارد یه رابطه ى دو نفره شد
    اولین گزینه اى که میتونه بهش مشورت بده و نگران زندگیش باشه مادرشه که خودش مهم ترین نقش رو در دور بودن ریحانه از زندگیش ایفا میکنه!
    فقط باید دعا کرد براشون
    شوهرش هنوزم با همون زنه دوسته و رفت آمد داره؟
    پاسخ:
    نمیدونم والله
    اما ریحانه بیش از پیش خونه نیست و شوهرش هم هر دو ماه یبار،یک ماه و نیم یبار زن و بچه ش رو میبینه و اعتراضى هم نداره گویا
    چون به ما دروغ میگه ریحانه خونه ى مادربزرگشِ و من میدونم که ریحانه شمال نیست و خونه ى مادرشِ

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">