جعبه مداد رنگی

  • ۰
  • ۰

خونه ى آرزوها

ما از سفر برگشتیم و به سرعت مشغول انجام کاراى عقب افتاده ایم

دیروز مبل ها رو هم چیدیم و فقط مونده پرده ها که اوایل هفته ى بعد حاضر میشن

یه هفته قبل از عروسى هم من و احسان میریم شیراز و فک کنم همسرم تا روز آخر قبل از عروسى فرصت سر خاروندن نداشته باشه و بیست و چهارساعته مشغول کاراى شرکت باشه

دیروز بعد از اینکه خونه ى آرزوهامونُ چیدیم،انقدر از تماشاش ذوق زده بودیم که نمیتونستیم ازش دل بکنیم!

احسان مى گفت همینجا بمونیم:)))))

انقدر خوشحال بود که چشماش مى خندید!(البته چشماش همییییییشه میخنده!)دیروز بیشتر!

با خودم گفتم الان فرصت مناسبیه که ببینم دقیقا کجاى دلش ایستادم

لب و لوچه ور کشیدم و گفتم احساااااان؛اگه من باهات ازدواج نمى کردم چیکار مى کردى؟!

گفت با یکى دیگه ازدواج مى کردم:|

حیف که سرویسم ناقص میشد،وگرنه نشونش میدادم یه من ماست چقدر کاسه بشقاب شسکته داره:)))))))




  • ۹۶/۰۵/۳۱
  • مداد رنگی

نظرات (۵)

جواب دندان شکنی داد :)
پاسخ:
زههههههههههرمار:)))
باید بودى میدیدى از ترس عواقبش چجورى چرب زبونى مى کرد:))))))
عجب جوابی، درود بر او  و خاندانش.:)
پاسخ:
ببین یه کارى کردین که دو هفته مونده به عروسى بزنم همه کاسه کوزه ها رو بشکونم:)))))))
ننننننننننننننننننننننننننننننننننه
بسیار هم عالی .مبارک ها باشه.
انشاالله به خوبی و خوشی مراسم بگیرین . :)
پاسخ:
:)))))
سپاسگزاااارم:)
زنده باشید دوست عزیز
سلام مریم جان خوبی ؟خونه نو مبارک به سلامتی عزیزم راسی اخرش چه رنگی شد سفید سورمه ای؟!

اوه اوه چه حاضرجواب :))))  قیافت دیدنی بود :))))


پاسخ:
سلام عزیزم،خووووبى؟؟؟
ممنون باااانو:)
آره،سفید و سورمه اى خیلى روشن
خییییییلى زبون درازى میکنه،بذار بعد از عروسى درستش مى کنم:)))))
:)))))
پاسخ:
:))))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">